امروز عجب روز گندی بود میان ترم ریاضی(عمومی) داشتیم... فکر می کنم گندترین امتحانی بود که تو عمرم دادم...به قول دوستم من همه چیز رو سرسری می گیرم از جمله این امتحانات رو ...
حالا جالبتر این که سال بالایی ها می گن این استاد محترم نمره ها رو نا اسم و فامیل و شماره دانشجویی می زنه تو برد (از این بهتر دیگه نمی شه !... فکر کن!...چه حالی میشه...) تو همین احوال بودیم که چشمم به نوشته ای رو دیوار کلاس افتاد ...
جالب بود شما هم بخونیدش...
شب شد
خورشید از آسمان رفت
آفتاب گردان عاشق بدنبال آفتاب آسمان را جستجو کرد
ناگهان ستاره ای چشمک زد
آفتاب گردان از خجالت پژمورد
..........................گل ها خیانت نمی کنند!
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط پدیده
|