تبليغاتX
حرف هایی برای نگفتن........
با کلی دردسر بالاخره انتخاب واحد کردم، اونم چه انتخاب واحدی...بعد از سه-چهار ساعت تونستم وارد سیستم بشم فکر می کردم دیگه همه چیز تمومه ...نگو تازه از خان اول گذشته بودم......واقعا افتضاح بود ،نمی دونم شاید یه مسابقه بود می خواستن ببینن کدوم یک از بچه ها صبورتره (یکی مثل من که همون دور اول کاسه ی صبرش لبریز می شد ،از مسابقه پرت می شد بیرون ...) یکی نیست بگه به اندازه ی پیام نور هم ازتون بر نمی یومد صفحه ی اول برنامشون می یرزه کل برنامه ی انتخاب واحد ما رو..............!؟ (از خیر دانشگاه آزاد که همون اول گذشتیم...اونا که از ما بهترونن...)
 
+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 4:22 بعد از ظهر توسط پدیده |

دلم برای این قسمت از شعرسرود آفرینش (ترجمه ی آزاد دکتر شریعتی از منظومه ی شاندل )خیلی تنگ شده بود امروزبعد مدتی رفتم سراغش .احتمالا قبلا خوندین با این حال گفتم شما هم شاید دوست داشته باشین دوباره لمسش کنین.

 

 

. . . .

 

حرفهایی هست برای "گفتن"،

 

که اگر گوشی نبود ، نگوییم

 

وحرفهایی هست برای نگفتن،

 

حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن" فرود نمیاورند.

 

حرفهایی شگفت،زیبا واهورایی همین هایند،

 

وسرمایه ی ماورایی هر کس به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد،

 

حرفهایی بیتاب و طاقت فرسا،

 

که همچون زبانه های بیقرار آتشند،

 

وکلماتش ،هر یک انفجاری را به بند کشیده اند،

 

کلماتی که پاره های "بودن" ادمی اند.....

 

اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،

 

اگر یافتند،  یافته می شوند.....

 

.در صمیم "وجدان" او ارام میگیرند

 

و اگر مخاطب خویش رانیافتند،نیستند،

 

واگر او را گم کردند،روح را از درون به آتش میکشند

 

ودمادم،حریق های دهشتناک عذاب بر میافروزند.

 

 . . . .
+ نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط پدیده |